تبليغاتX
اي كاش عظمت در نگاه «تو» باشد!
یادداشتهای کسی که می خواهد روزی "ناتانائیل" باشد...
دانشكده ي ادبيات دانشگاه مادر براي پرداخت حقوق اساتيدش بودجه ندارد!

دانشكده ي ادبيات دانشگاه مادر براي عيدي دادن به خدمه اش بودجه ندارد!

دانشكده ي ادبيات دانشگاه مادر بايد هر بار سالن فردوسي اش را براي برنامه اي اجاره بدهد تا بلكه بتواند بخشي از هزينه هايش را پرداخت كند!

پي نوشت: من شخصاً از روي پيرمرد مهربان و زحمتكشي كه نگهبان آسانسور دانشكده ي ادبيات دانشگاه مادر است، خجالت مي كشم...  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 17:33  توسط ناتانائیل  | 

 

   رؤيا پديده ي بي نظيري است. در دنياي ذهن آدمي زاده مي شود ، بر اساس تجربيات و تمايلات او پرورش مي يابد و در انتظار مي ماند تا شايد روزي بتواند به واقعيت برسد. اما چند درصد رؤياها مي توانند به واقيعيت برسند؟! هر رؤيا را چگونه مي توان  متحقق كرد؟ و سرانجام واقعيت هايي كه روزي رؤيا بوده اند چه اندازه به ما به ازاي ذهني خود شباهت دارند؟

   اينها همه پرسشهايي است كه پاسخ روشني براي آنها وجود ندارد؛ اما يك چيز كاملاً واضح است: اينكه لذت بردن از تحقق يافتن هر رؤيا  مستلزم آن است كه صاحب آن از «ظرفيت وجودي» لازم براي درك ارزش چنين دستاورد و نعمتي برخوردار باشد. در غير اين صورت تحقق يافتن بزرگترين رؤياها هم نمي تواند چندان لذت بخش باشد؛ بزرگي گفته است: به خاطر داشته باشيم كه همه ي داشته هاي بشر روزي رؤياهاي او بوده اند...

   نوشته ام چندان واضح نبود؟! هدف تنها تذكري بود به خودم...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:3  توسط ناتانائیل  |